چند پاسخ به معدودی از وکلای طرفدار انحصار و ظرفیت ثابت
چند پاسخ به معدودی از وکلای طرفدار انحصار و ظرفیت ثابت
وکیل ملت: آنها استدلال می کنند که با افزایش وکیل شان وکالت به خطر می افتد.
پاسخ: هزاران دانشجو و فارغ التحصیل رشته های گوناگون علاوه بر دبیران رسمی آموزش و پرورش دارند تدریس خصوصی می کنند و هزاران پزشک یا پرستار سالیانه در دانشگاه های خارج از کشور با هزینه شخصی فارغ التحصیل شده بدون اینکه آموزش عالی مانع تحصیل انان به بهانه ظرفیت ثابت شود این افراد با برگشت به کشور راحت در بخش خصوصی بدون هیچ ظرفیت ثابتی اشتغال دارند آیا شان دبیران و پزشکان به خطر افتاده پاسخ منفی است بلکه حق التدریس و یا نرخ ویزیت در حد معقول باقی مانده و اینجاست که ثابت می شود بهانه معتقدان به انحصار نه شان وکالت بلکه نگرانی از رسیدن درآمد وکلا به سطح سایر همترازان علمی است.
آنها استدلال می کنند که قوه قضائیه و کانون ها امکان تربیت بیشتر وکیل ندارند پاسخ:در دنیای ارتباطات کنونی که حتی جراحی های مهم پزشکی توسط اساتید از راه دور آموزش داده شده یا عملی می شود این بهانه ای بیش نیست ضمنا در طرح جدید افرادی که وکیل می شوند داوطلبانه وکیل یار شده یا در ابتدا وکیل پایه 3 می شوند یعنی بعد از احراز صلاحیت علمی نسبی مدارج ترقی را با کار عملی طی می کنند نه اینکه از ابتدا وکیل پایه یک شده و بتوانند پرونده هایی مشابه وکلای با سابقه سی ساله بگیرند انصافا کدام طرح وکیل ارزنده ای را بیشتر تحویل جامعه می دهد؟
آنها استدلال می کنند که با این طرح لیسانس حقوق بی کار تبدیل به وکیل بی کار می شود
پاسخ: اولا با حجم زیاد پرونده ها و تنوع کارهای حقوقی اگر وکیلی با هزینه پایین بخواهد کار کند و انتظار نداشته باشد که موکل دنبالش برود قطعا با درآمدی معقول هرگز بی کار نخواهد بود فقط نرخ حق الوکاله به نفع مردم ایران ارزانتر می شود ثانیا وکلا هر زمان که خواستند می توانند پروانه شان را تودیع کرده و دنبال شغل دیگر رفته و بعد از مدتی در صورت تمایل دوباره وکالت کنند ثالثا طبیعت مشاغل آزاد این است چون ممکن است وکیلی چند سال کم کار باشد سپس با یک پرونده به اندازه سی سال یک قاضی درآمد داشته باشد در هر صورت در مشاغل آزاد ادعای تبدیل حقوقدان بی کار به وکیل بی کار نوعی دخالت در امور شخصی دیگران بوده و به نوعی برخلاف مقررات خصوصا قانون اساسی کشور است
آنها ادعا می کنند با این طرح بی سوادها جای نخبه ها را در حرفه وکالت می گیرند
پاسخ: اگر ملاک نخبگی آزمون تستی باشد سخنی محکوم به شکست است انشتین یا بیل گیتس و هزاران کارآفرین دیگر اصلا درس و دانشگاه را ترک کردند و در عمل نخبه شدند وکالت نوعی فن و هنر آمیخته با معلومات حقوقی است برعکس با این روش کانونها همگی افراد باصلاحیت وارد حرفه وکالت نمی شوند ضمنا اگر قبولی در آزمون تستی ملاک شناسایی نخبه ها است چرا مسولین کانون ها که تعدادی در سالیان قبل بدون آزمون وکیل شده یا در رقابتی از هر سه نفر یکنفر قبول شده اند حاضر نیستند به صورت آزمایشی یا افتخاری مجددا در آزمون خودشان شرکت کنند و یا این خواسته حقوقدانان را مسکوت گذاشته و به آن پاسخی نمی دهند فردی که نخبه است چرا باید نگران شرکت در آزمونی که به آن معتقد است باشد علت مشخص است زیرا در طول سالیان وکالت دریافته است که وکالت نوعی فن و هنر است وکیل باید بتواندکتاب قانون را باز کرده و تحلیل کند نه اینکه با این روش ناصواب ذهن داوطلبان وکالت را تبدیل به انبار حافظه کرده تا جیب موسسات آموزشی تست زنی پر شود
این وبلاگ توسط دانشجویان ورودی سال 1389 این دانشگاه اداره می شود و اخبار مربوطه در همین وبلاگ قرار می گیرد.