نامه یک مادر به کانون وکلا
باور کنید یک چیزی می گویم و یک چیزی می شنوید از میزان ثروت این وکلای محترم که نوش جانشان باد. در یک مورد دیدیم که آن وکیل مرحوم که در خانه اش کار می کردیم توانست حکم یک قاچاقچی مواد مخدر را از اعدام به بیست سال حبس تغییر دهد، خانواده آن قاچاقچی یک باغ به او در اطراف دماوند هدیه دادند که بعد از فوت آن مرحوم ورثه اش آن را امسال با چهار آپارتمان صد و پنجاه متری در فرمانیه تهران عوض کردند
از دیگر اموالش چه بگویم که اگر جمع بزنید بالای هزار میلیارد تومان می شود خلاصه ما از موقعی که دخترم به دنیا آمد همیشه می گفتیم انسان هیچ کاری نکند جز وکالت چون واقعا زندگی دنیوی انسانها را از این رو به آن رو می کند آری به آرزویمان رسیدیم و دخترم توانست از دانشگاه پیام نور مدرک لیسانس حقوق را بگیرد
آن وکیل مرحوم در زمانی که در قید حیات بود به دخترم گفته بود در زمان ما هر کس که لیسانس حقوق داشت راحت می توانست وکیل شود لذا من بعد از فارغ التحصیلی دخترم به او گفتم برو و سریع کار وکالت کن ولی گفت مامان الان این روش عوض شده و باید امتحان بدهم آن وکیل مرحوم دروصیتنامه اش زندگی ما را تامین کرده و به لطف خدا و آن مرحوم دو آپارتمان در بالای شهر تهران داریم
در یکی خودمان هستیم و دیگری را ماهی پنج میلیون اجاره داده ایم و تازه خانواده آن مرحوم هم طبق وصیت او که من را مثل مادر خودشان حساب می کنند برایمان ماهی دو میلیون تومان مقرری تعیین کرده اند ولی دخترم با توجه با این همه امکانات مالیمان پارسال قبول نشد و امسال هم چند ماه پیش به منزل آمد و گفت مامان امسال اینقدر کانون وکلا ظرفیت را کم کرده که حتی فارغ التحصیلان رشته حقوق برای مدیران کانون وکلا شرط گذاشته اند که آنها هم اگر امتحان دهند نمی توانند با این ظرفیت کم و تعداد داوطلب در آزمون وکالت قبول شوند و امسال هم علی الرغم یکسال تلاش که متاسفانه چند روز قبل از امتحان مسموم شد نتوانست قبول شود اینجا به عنوان یک مادر که خدمتگزار منزل وکلا بوده است
می پرسم چرا با این وضعیت زندگی و رفاهی وکلای دادگستری که من شاهد آن بوده ام اینگونه امثال مانند دختر من را از حق خود در کار آزاد وکالت با این ظرفیت کم پذیرش محروم کرده اید چرا نگران هستید که فرزندان امثال ما هم وکیل شوند
دخترم می گوید که اکثر ما فارغ التحصیلان حقوق به این نتیجه رسیده ایم که چون وکلا نمی خواهند درآمدشان کم شود اینگونه باعث بی کاری ما هستند دخترم می گوید مامان دوستانم که فارغ التحصیل حقوقند در بوتیکها با ماهی پانصد هزار تومان کار می کنند
خدا را شکر کن که باز من می توانم در رفاه درس بخوانم ولی دوستانم اینقدر به خاطر کارشان خسته می شوند که اصلا فکر قبول شدن در وکالت را نمی کنند خلاصه من به عنوان یک مادر که با زندگی وکلای دادگستری آشنایم خدمتتان عرض می کنم همانگونه که آن محروم وکیل که خدا ازش راضی باشد و ما تا آخر عمرمان نمی توانیم محبتهای او را جبران کنیم
بالای هزار میلیارد تومان برای ورثه اش گذاشت شما نیز روزی مال و اموالتان را باید به دیگران بدهید پس بیایید مانع اشتعال هزاران جوان رشته حقوق در شغلی که در سابق اصلا آزمون نداشت برای مال اندوزی و نگرانی از رقیب کاری نشوید چون وکالت شغلی آزاد است و هیچ کس حق ندارد جلوی کار آزاد جوانان را بگیرد
مطمئن باشید پول و ثروتی که در قبال بی کار نگه داشتن دیگران و ظلم به آنها باشد برایتان عاقبت به خیری نمی آورد الان دختران مردم که حقوق خوانده اند به خاطر ظلم شما در حقشان ناچارند در بوتیکها کار کنند ولی اگر وکیل شوند می توانند ماهی همین پانصد هزار تومان را به طور میانگین در سال درآمد داشته باشند
خواهش می کنم شما مسئولین کانون و سایر مسئولین تعیین ظرفیت وکالت که به گفته دخترم خودشان یا وکیلند یا بعد از بازنشستگی وکیل می شوند به خاطر درآمدتان که شاید با زیاد شدن وکیل کم شود خود را مدیون خانواده های دارای فرزند لیسانس حقوق نکنید و باعث محروم شدن این افراد در کارآزاد وکالت که حق مسلم هر حقوق خوانده است نشوید .
نظرات بینندگان
تعداد نظرات منتشر شده : 4
وقتی اعتقاد به اخرت نباشه .... .
من دانشجو دکتر هستم و پشت سد مزخرف کانون موندم. الان دو ساله ازمون میدم وقبول نشدم.
این وبلاگ توسط دانشجویان ورودی سال 1389 این دانشگاه اداره می شود و اخبار مربوطه در همین وبلاگ قرار می گیرد.